تبليغاتX
استاد سید علی اکبر حسینی

همزمان با خجسته میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان(عج)، فاز اول ساختمان جدید مسجد فائق و مدرسه تربیتی امام صادق(ع) افتتاح شد.

در این مراسم که پس نماز مغرب و عشاء جمعه ۱۶ مرداد ماه با حضور پرشور مردم نمازگزار برگزار شد، حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی، در سخنانی با اشاره به تقارن مبارک افتتاح مسجد با ولادت باسعادت حضرت مهدی(عج) از همه مؤمنینی که که با کمک های مادی و معنوی خود، خالصانه به پیشرفت بازسازی این خانه خدا کمک کرده بودند، تشکر و قدردانی کرد.

امام جماعت مسجد فائق در بخشی از سخنان خود اظهار داشت: تا بدین جای کار شبستان جدید مسجد، مربوط به کارهای مهندسی و ساختمانی و کارگری بود؛ اما از این به بعد که اصل کار است شما مؤمنین خداجوی باید با حضور خود و اقامه نماز و یاد خدا و تلاوت قرآن، نورانی بخش این فضا باشید.

در این مراسم همچنین مهندس برومند گزارشی از نحوه انجام کار ارائه داد و درضمن صحبتهایش، از بی توجهی و عدم همکاری مسئولین نسبت به امور مساجد، ابراز نارضایتی کرد.

در بخش دیگری از این مراسم، حاج آقای ترابی مداح روشندل اهل بیت، به مدیحه ثرایی در رسای حضرت قائم آل محمد(عج) پرداخت که با همخوانی جمعیت حاضر همراه بود.

در پایان مراسم نیز حضار مناجات الشاکرین را زمزمه کردند و نماز شکر به جای آوردند تا خداوند را بخاطر لطف و یاری اش در به نتیجه رسیدن این بنای عظیم، سپاس گویند.

+ نوشته شده توسط مدیر در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 18:34 |

بسم الله الرحمن الرحیم

ابتدا طلب رحمت و مغفرت می کنیم برای روح بلند مرحوم علامه کرباسچیان که بنیان گذار مدارس علوی بودند و بنده هم این توفیق را داشتم که از سال های نخستین در خدمت ایشان باشم . در طول مصاحبت با ایشان مسایل مختلفی را دیدیم .

استاد سید علی اکبر حسینی

یک خاطره که نشان دهنده ی بزرگواری و تواضع ایشان است به یاد دارم که عرض می کنم . در دبستان معلمی بود که سیگار می کشید . آقای علامه یک روز آمدند دیدند او مشغول سیگار کشیدن است . در یک محیط تربیتی سیگار کشیدن شایسته نیست . ایشان ناراحت شدند و با او تند صحبت کردند . او هم ناراحت شد و فردا نیامد . حضرت آقای علامه سؤال کردند : آیا این معلم سخن مرا پذیرفت و سیگار را کنار گذاشت یا نه ؟ گفتم : اوقاتش تلخ شد و قهر کرد و مدرسه نیامد . ایشان فرمودند : برویم منزلش . عصر با ایشان به منزل او رفتیم . آقا در زدند . این نکته خیلی جالب و ظریف است . تا او در را باز کرد و چشمش به ما افتاد ، حضرت آقای علامه آغوش گشودند و او را بغل کردند و گفتند : یا محسن قد اتاک المسیء ( یعنی ای خدای نیکو کار همانا بنده ی بدکار به پیشگاه تو آمده است.) چون نام او محسن بود . رفتیم داخل . آقای علامه آن قدر صحبت کردند که ناراحتی از دل او بیرون آمد و فردا به مدرسه برگشت . البته او هم سیگار را ترک کرد .

این برخورد متواضعانه که انسان از آن چه موجب نگرانی دیگری شده عذر خواهی کند ، درسی است که ائمه علیهم السلام به ما داده اند . امیدوارم خدای متعال روح ایشان را با اولیای خودش محشور بفرماید و بر درجات ایشان بیفزاید و باقیات صالحات ایشان که مدارس علوی است به صلاح و سداد باشد و مومنین خدمتگزار برای جامعه ی اسلامی تربیت کند .

یکی از مهمترین ویژگی های ایشان جدیت در عمل بود . ایشان واقعا مصداق این سخن امیرالمومنین بود که المومن بطیء قیامه ، سریع اذا قام . مومن با اندیشه و تفکر برای کاری برمی خیزد و زمینه و ابعاد کار را بررسی می نماید ولی هنگامی که برخاست ، سریع و جدی عمل می کند . ایشان واقعا این طور بود . وقتی به کاری تصمیم می گرفت ، این تصمیم را با تمام قوت و همت پیش می برد و به مرحله ی عمل می رساند .

یادم هست در ساختمان دبستان علوی شماره 2 ایشان اهتمام زیادی داشتند و الآن با این که حدود سی سال از ساختن آن می گذرد ، ساختمان از نظر نقشه و تجهیزات به روز است و کهنه نشده است . در نقشه ی مسجد مدرسه جهت قبله مراعات نشده بود . در جلسه ای مهندس می گفت : خب صفوف را به طرف قبله تشکیل بدهند ! ایشان با همان لحن جدی خودشان فرمودند : مسجد و کج بودن ! این زیبنده نیست ، به هر قیمتی شده جهت قبله را در مسجد رعایت کنید و با مراجعه به مهندس لرزاده و برخی از مهندسین دیگر این عیب برطرف شد و الآن مسجد درست رو به قبله است . ایشان در همه ی کارها همین گونه دقت داشتند و سعی ایشان بر این بود که کار را به بهترین وجه انجام بدهند . خداوند بر علو درجاتشان بیفزاید .

ایشان برای اولیا سخنرانی می فرمودند و با اشعاری که مخصوصا از مولوی حفظ بودند ، جلسات طراوت و جذابیت دیگری پیدا می کرد .

همت ایشان این بود که سطح تعلیم و تربیت اسلامی در یک بلندای شکوهمندی قرار بگیرد و بهترین آزمایشگاه و بهترین کارگاه و بهترین معلم برای بچه مسلمان ها فراهم شود تا در عین این که دینشان را یاد می گیرند و نماز خوان و مؤمن بار می آیند ، از نظر درسی و علمی در سطح بالایی باشند . اما در عین حال خودشان با حداقل امکانات زندگی می کردند و به دوستان سفارش می کردند که در زندگی زاهدانه زندگی کنند و به تجملات مبتلا نشوند چون اگر به تجملات مبتلا شدند ، از کار باز می مانند . این سخن امیرالمومنین علیه السلام است که می فرمایند : وانما ارادوا الزهد فی الدنیا لتفرغ قلوبهم للاخرة . مومنین در دنیا زاهدانه زندگی می کنند تا دلشان برای آخرت و ارزش های الهی فارغ و آسوده باشد و بتوانند بدون دغدغه و گرفتاری تعلقات مادی به آن بپردازند .

ایشان این حدیث را زیاد می خواندند که البطالة ام العیوب (بیکاری باعث همه ی مفاسد است) و برای آن که بچه ها در تابستان بیکار نباشند ، طرح اردو را تدبیر کردند . بچه ها می آمدند شنا می کردند و کلاس ها و کارگاه های مختلف داشتند و دو ماه تابستان در هوای خوب به تفریح و بازی و نماز می پرداختند .

ایشان وقتی تشخیص می دادند معلمی به کار می آید و می تواند خدمت کند ، سعیشان بر این بود که دغدغه های زندگی نداشته باشد . حتی برای او خانه و امکانات زندگی تهیه می کردند که او با فراغ بال به تعلیم و تربیت بپردازد . وقتی مبلغ زیادی را برای تهیه ی خانه به یکی از معلمین مرحمت می کردند ، این شعر را می خواندند :

چه گونه سر زخجالت برآورم بر دوست

 که خدمتی به سزا برنیامد از دستم

یعنی آن خدمت به سزا را در قبال تعلیم و تربیت کوچک می شمردند . آری روح های بلند خدمت های بزرگ را هم کوچک می شمرد .

یکی از اقدامات خیلی خوب ایشان مراجعه به حضرت علامه طباطبایی صاحب تفسیر گران قدر المیزان بود که تقاضا کردند ایشان یک دوره اصول عقاید و معارف دین را برای شاگردان دبیرستان مرقوم بدارند . من یادم هست که در خدمت ایشان و حضرت آقای روزبه رحمت الله علیه می رفتیم درکه و در محضر علامه طباطبایی می نشستیم و ایشان آن چه را که نگاشته بودند ، قرائت می کردند و حاضرین نظرات تکمیلی خودشان را می گفتند و آن متن نهایی می شد و در شش جلد به چاپ رسید و بعد ها به نام آموزش دین در دو جلد تجدید چاپ شد .

ایشان تکیه کلامشان برخی از آیات و روایات بود و با تاکید بر آن ها از شیوه ی تکرار در تعمیق معنا استفاده می کردند و این روشی است که قرآن کریم هم بر این روش استوار است .

ایشان این آیه را در ترغیب افراد به خدمت به دین و نگاه داشتن سنگر دین زیاد می خواندند که : اذا رایتم الذین کفروا زحفا فلا تولوهم الادبار هنگامی که دیدید کافران با هجوم و یک پارچه حمله می کنند ، شما پشت نکرده و میدان را خالی نکنید .

اعتقاد ایشان این بود که کم خوب بهتر از زیاد نامطلوب است و بیشتر روی کیفیت کار می اندیشیدند و می گفتند : ما مسلمان ها ضربه ی توسعه ی تشکیلات و رفتن دنبال کمیت را می خوریم . یعنی برای رشد کمیت ، کیفیت را از دست می دهیم . در صورتی که ما باید به کیفیت بپردازیم و لذا در طول عمر شریفشان هر چه افراد برای گسترش کار اصرارمی کردند ، ایشان کمتر می پذیرفتند و معتقد بودند یک مدرسه ی نمونه بهتر از ده ها مدرسه ی معمولی است .

والسلام علیکم و رحمة الله برکاته

منبع: سایت علامه

+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:40 |

زن و شوهری که می خواهند عمری را با هم زندگی کنند و برای تربیت فرزندانی سالم و صالح کوشش و همکاری نمایند باید با یکدیگر توافق و همتایی و همانندی نسبی داشته باشند تا مجذوب یکدیگر شوند وبتوانند نیازهای جسمی و روحی یکدیگر را درک کنندو به آن پاسخ گویند.

در جاهلیت قبل از اسلام، قشر بندی قبیله‌ای، مکانت و پایگاه و طبقه اجتماعی، ملاک همه ارزش‌ها و وصلت‌ها شمرده می شد و بر همین اساس ازدواج صورت می گرفت و کفویت به همانندی و همتایی طبقاتی و قبیله‌ای تفسیر می شد. پیامبر اعظم اسلام - صلی الله علیه و آله - برای شکستن این پندار و جلوگیری از انحراف ها، «اسلام» و «ایمان» را به عنوان شرط بایسته و لازم در امر ازدواج معرفی نمود و عقد ازدواج را بدون آن باطل دانست.

کفو در لغت به معنای نظیر و شبیه است و در ازدواج بدین معناست که میان زن و شوهر باید تا حدی شباهت وجود داشته باشد. نخستین و برترین ملاک در کفویت از نظر دین مبین اسلام، ایمان به خداست و به فرموده رسول اعظم اسلام - صلی الله علیه و آله - « مومن، کفو مومنه است.»(1) و « مومنان، بعضی کفو بعضی دیگرند.»(2)

مگر ممکن است یک انسان مسلمان و مومن با یک زن غیر مسلمان (مشرک یا ملحد) در مسیر زندگی دائم در آداب و رسوم زندگی و در تعلیم و تربیت فرزندان هم فکر و همراه و هم جهت باشند؟

فتوای حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در این باره چنین است:
«زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر درآید، مرد مسلمان هم نمی تواند با زن‌های کافر غیر کتابیه به طور دائم ازدواج کند و به احتیاط واجب، ازدواج دائم با زن‌های کافره اهل کتاب جایز نیست ولی صیغه کردن اهل کتاب مانند یهود و نصارا مانعی ندارد.»

دومین ملاک، دینداری است. مقصود از دینداری التزام به عقاید و احکام و اخلاق اسلامی است، التزام عملی به دستورات دینی است، فرد دیندار کسی است که به انجام واجبات متعهد و کوشا باشد و از ارتکاب محرمات بپرهیزد، البته کسی که بر اساس فهم و بصیرت به ایمان گرویده و به خدا و رسولش ایمان آورده باشد، خود را متعهد به انجام اعمال و آداب دینی می داند و هرچه فهم و معرفتش بیشتر گردد، التزام و تعهدش بیشتر می شود و تا آن جا پیش می رود که علاوه بر واجبات در حد مقدور به مستحبات نیز می پردازد و فراتر از پرهیز از محرمات، از مکروهات نیز اجتناب می کند.

رسول خدا (ص) از اینکه مردی صرفا به خاطر مال یا جمال، با زنی ازدواج کند نهی فرموده‌اند؛ «زیبایی چهره زن بر زیبایی دینش برگزیده نشود.»(3) و نیز فرموده‌اند: «با زنان معمولا به خاطر چهار چیز ازدواج می شود؛ مال و ثروتش، جمال و زیبایی‌اش، دینداری‌اش، اصل و نسب و خانواده‌اش و تو با زن دیندار ازدواج کن.(4)

سومین ملاک، اخلاق نیکوست. اخلاق نیکو ثمره ایمان به خدا و پیامد معرفت و بصیرت دینی و نتیجه دینداری واقعی است. با زن زشت رو می توان زندگی کرد، اما با زن بد اخلاق بی آزرم هرگز. به همین خاطر در انتخاب همسر، محاسن اخلاقی وی نیز می باید مورد توجه و بررسی کامل قرار گیرد تا مبادا زن زیبا و به ظاهر دیندار، ترشرو و بی آزرم، پر توقع و کینه جو، خودخواه و از خود راضی، نزد دیگران بی مقدار و با شوهر خویش ناسازگار باشد.

برای یک پسر جوان که خود دارای ایمان و تقوا، عقل وهوشمندی و محاسن اخلاقی است اصل، سعی و کار و تلاش برای تامین زندگی است، دوشیزه‌ای سزاوار همسری است که علاوه بر ایمان ود ینداری، فهیم و یادگیر، حیا کننده و عفیف، پاکدامن و مهربان، امین و راستگو و باوفا باشد، آگاه وسالم و با نشاط، گشاده رو و پرلبخند، رئوف و همراه و فروتن برای شوهر، سهل گیر و با گذشت و نرم خو، پر لطف و با صفا و کمک کار، قانع و کم خرج و صرفه جو، پاکیزه و آراسته و خوشبو و در تهیه غذا و اداره امور خانه توانا و کوشا و خوش سلیقه و در آخرین کلام موافق و سازگار و صمیمی باشد.

تذکر: البته روشن است که همه این صفات و اخلاق خوب در یک درجه از اهمیت نیستند، برخی مانند فهم و حیامندی، عفت و پاکدامنی، مهربانی و امانت داری، راستگویی و وفاداری از اهمیت بیشتری برخوردارند که لازم است به عنوان خلقیات بایسته مورد توجه قرار گیرند و بقیه در زمره اخلاقیات شایسته شمرده شوند. (به این صفات در روایات امامیه اشاره رفته است.)(5)

زوج باید بر وجود اخلاق بایسته در همسر مورد انتخاب خود پافشاری و تاکید کند و نسبت به بقیه صفات در قلب خود بنگرد که کدام یک برای او از اهمیت بیشتری برخوردار است، همان‌ها را طلب کند.

اما آیا دوشیزه جوانی را با این صفات می توان یافت؟ و چگونه باید به وجود این صفات پی برد و او را انتخاب کرد؟

حجت الا‌سلام و المسلمین حاج سید علی اکبر حسینی

پی نوشتها:
1 و 2 - وسایل الشیعه ج 14 ص44 و ص 49
3- آثار الصادقین ج 7ص 466
4- کنز العمال ج 16 ص 303
5 - به وسائل الشیعه ج 14 مراجعه نمائید

+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 18:49 |

احساس بی کسی و تنهایی رنج آورترین احساسهاست و هر دو  (زن و مرد) از این احساس جان فرسا رنج می برند پس ازدواج ضرورت زندگی است و باید به این ضرورت پرداخت .

استاد اخلاق در خانواده و کارشناس مسایل اجتماعی در مصاحبه با خبرگزاری زنان ایران (ایونا) در این باره گفت : زن و مرد پیش از ازدواج احساس تنهایی و بی کسی می کنند . اما خدای متعال در وجودشان جذبه و کشش نسبت به هم قرار داده است تا با هم شوند و از این تنهایی فرساینده و این رنج سوزنده و کدورت فزآیند بدر آیند .

سید علی اکبر حسینی در خصوص احساس زن و مرد پس از ازدواج گفت : هر دوی آن ها به آرامش می رسند و می توانند با صفا و صمیمیت و سلامت در کنار هم زندگی کنند یکدیگر را از نظر روحی و عاطفی یاری دهند و کامل نمایند .

وی در ادامه بیان داشت : آنها می توانند فرزند بیاورند و به مشاهده گریستن و خندیدن ، نشستن ، رفتن و گفتن او بپردازند و شگفتی قدرت خدای متعال را در یک انسان که پیامد وجود آنهاست لمس نمایند . 

حسینی افزود : آن دو می توانند معنای واقعی محبت را بیابند و با شوق و عشق به یکدیگر و به فرزند دلبند به سعی و خدمت بپردازند و به سوی هدف بلند زندگی که وصول به کمال مطلق و لقا پروردگار متعال است پر نشاط و شتابان حرکت کنند .

وی خاطر نشان کرد : بنابراین ازدواج ضرورت زندگی است و باید به این ضرورت پرداخت و جوان ها را برای دستیابی به یک همسر شایسته و موافق یاری نمود و از تنهایی نجات داد و از سخت گیری و تاخیر بیجا و نادرست پرهیز کرد .

وی در پایان با اشاره به اینکه ازدواج برای دختران و زنان تا چه اندازه ضروری است افزود : با توجه به اینکه ازدواج برای دختران و زنان ضروریست و آینده آنان بستگی به انتخاب همسر دارد بر ضرورت انتخاب یک همسر شایسته تاکید کرد.

لینک این مطلب در خبرگزاری ایونا

+ نوشته شده توسط مدیر در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 21:33 |

 مصاحبه ای با موضوع اخلاق با استاد اخلاق؛

وقتی نگاه های با محبت به هم گره می خورند

استاد سید علی اکبر حسینی، دو هفته یک بار در تالار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم، برای خانواده ها برنامه ای اخلاقی-تربیتی دارند. مجله خانه خوبان(نشریه داخلی این مؤسسه) مصاحبه ای خواندنی با استاد ترتیب داده که مطالعه آن خالی از لطف نیست:

سید علی اکبر حسینی

چهره ای آمیخته به مهر و نگاهی سرشار از لبخند همراه با صدایی گرم، و منطقی استوار که آسان به دل ها می نشست، خاطراتی است از کارشناس برنامه های تلویزیونی «اخلاق در خانواده» برای آن ها که استاد سید علی اکبر حسینی را از آن سال های دور به یاد دارند. در سال های بعد اگرچه استاد در مسند مسئولیت های متفاوتی حتی از جنس نمایندگی مردم تهران حضور داشت اما همه او را با «اخلاق در خانواده» می شناختند درست مثل بهانه ما برای این گفتگو.
این مرد نیک پندار و راستین هنوز سرشار از مهربانی است و شیوه ای پر از تواضع دارد. این مصاحبه شمیمی است از باغ بهارگونه پندارش.

یک تعریف از زندگی
تکاپوی در وصول به کمال

چگونه به آموخته های اخلاقی مان عمل کنیم؟
خیلی ساده نیست. باید از خدا کمک خواست و در انجام آنچه می دانیم سعی کنیم. بدون لطف خدا و سعی موفق نمی شویم.

پنج رکن یک آرمان خانواده
عبادت در خانواده، دلسوزی، مهرورزی درون خانواده، قناعت و رفاه نسبی

پنج دشمن خطرناک آن
چشم و هم چشمی، زیاده طلبی، بی مهری، تهی بودن خانواده از یاد و ذکر خدا و عاقبت اندیشی نسبت به رفتار یکدیگر

تعریف شما از اصالت خانوادگی
اصالت به معنای ریشه دار بودن. در نگاه ما، ریشه همه سعادت ها و موفقیت ها ایمان به خداست. خانواده ای که بر مبنای ایمان به خدا تشکیل شده باشد، خانواده ای اصیل و موفق است.

سوره خانواده
شاید بتوان سوره روم را سوره خانواده شمرد؛

ومِن آیاتِه اَنْ خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسکُنوا اِلَیها و جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً و رَحمَةً اِنَّ فی ذلکَ لَآیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرونَ (سوره مبارکه روم / آیه ۲۱)

یک روایت عاشقانه در باب خانواده
رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «این که به همسرت بگویی دوستت دارم هرگز از یادش نمی رود»

چند الگوی خانوادگی از چهره های مشهور علما در گذشته و اکنون
جناب علامه طباطبایی ، حضرت امام خمینی (رض) و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای . این افراد از نظر رفتار با خانواده بسیار ممتاز هستند.

سه کتاب برای کتابخانه خانواده
فقط یک کتاب را معرفی می کنم و آن هم اخلاق در خانواده است. (خنده استاد)

بهترین هدیه
صفا و محبت و یادکرد خوبی ها و نیکی ها، با تقدیم آن چه برای شما میسر است.

یک راه حل کوچک برای وقتی که شوهر غیر قابل تحمل می شود
صبر و تحمل و بردباری

و برای وقتی که زن...
مهرورزی و ابراز محبت

کتک زدن
به جای نوازش، خوب نیست

قهر به عنوان یک راه کار
گاهی خوب است

بهترین تنبیه
نگاه کم مهر

و بدترین آن
بی مهری

طلاق
مبغوض ترین و زشت ترین حلال

چرا برخی از آقایان از خانه و خانواده، فراری هستند؟
بعضی از اخلاق خودشان فرار می کنند و برخی هم از اخلاق همسرشان

همیاری در منزل
ضرورت زندگی و افزاینده صفای آن

سن ازدواج
وقت طلب و بلوغ عقل و جسم و رشد اجتماعی

مهریه
سنگین شدن آن موجب دشمنی است

آیا درست است که به طلبه ها سخت زن می دهند؟
اگر نشانی را اشتباه بروند آری

نقش همسر در شکوفایی فرد
زن و مرد دو نیمه انسانند، اینان با ازدواج به کمال می رسند و یک انسان کامل را تشکیل می دهند. در حقیقت، بدون همسر شکوفایی میسر نیست.

استخاره برای ازدواج
نه چندان ضروری است؛ بلکه تحقیق و بررسی پیشین لازم است.

یک آفت زندگی امروزی ها
زیاده خواهی های تجمل طلبانه

مرز دخالت و مشورت
مشورت، هم فکری است ولی دخالت، وارد شدن در عمل مستقل دیگری است.

مادرشوهر
می تواند رفیق و راهنمای عروس باشد.

مادرزن
مادر دلسوزی که معمولا حقش ادا نمی شود.

اگر مجبور باشید از بین سه گزینه مردسالاری، زن سالاری و فرزندسالاری یکی را انتخاب کنید؟
هیچ کدام

اگر مجبور باشید!!
باز هم هیچ کدام. باید خداسالاری و حق سالاری در خانواده حاکم باشد.

کار بیرون خانم ها
در صورت ضرورت، لازم است.

آیا دو بچه کافی است؟
این را از آقای احمدی نژاد بپرسید که ایشان این شعار را قبول ندارند مانند بنده!

پس چند بچه را کافی می دانید؟
هر اندازه که بتوان به تربیت و سلامتشان پرداخت.

نظرتان درباره ازدواج با تنها دختر مرد ثروتمندی که تا حالا دوبار سکته کرده؟!
اگر ثروت ملاک ازدواج باشد، موجب رنج خواهد شد.

به یک پسر جوان که بین دو گزینه ی زشت صاحب کمال و زیبای معمولی گرفتار شده، چه مشاوره ای می دهید؟
سفارش می کنم در جست و جوی دیگری باشد که هم دارای کمال باشد و هم زشت ظاهر نباشد.

شیرین ترین لحظه
آن هنگام که نگاه های پرمحبت به هم گره می خورند

بزرگ ترین نعمت
سلامت و امنیت که هر دو ناشناخته اند

برخی فقط دنبال زیبایی ظاهر هستند
زیبایی ظاهری هنگامی خوب است که با کمال و زیبایی روحی و اخلاقی جمع شده باشد.

چرا می گویند نوه، عزیزتر از فرزند است؟
یکی از دوستان می گفت: برای اینکه لذت مهرورزی را دارد ولی زحماتش با دیگری است.

یک ضرب المثل خانوادگی
میهمان صفای زندگی است

آقای حسینی چگونه به مباحث «اخلاق در خانواده» چهره شد؟
در آن زمان که برنامه اخلاق در خانواده را شروع کردیم این مباحث در جامعه ما مطرح نبود و چون مورد نیاز خانواده ها بود با مردم ارتباط برقرار کرد و به دلیل این ارتباط با بنده هم آشنا شدند.

سوالی که دوست داشتید از شما بپرسم
شما با خانواده خود چگونه اید؟

حالا این سوال را از شما می پرسیم
آن را باید از خانواده بنده سوال کنید!

یک حدیث
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهترین باشد و من برای خانواده ام از همه شما بهتر هستم.»

خاطره ای از امام(ره) در باب خانواده
در سال های آخرین عمر حضرت امام(ره) فرزندم را خدمت ایشان بردم تا عقدشان را بخوانند. امام بعد از عقد کوتاهی رو کردند به عروس و داماد و فرمودند: با هم بسازید، با هم رفیق باشید. بار دوم رو کردند به عروس و داماد و باز فرمودند: با هم بسازید، با هم رفیق باشید. بار سوم هم همین دو جمله را تکرار کردند. معلوم می شود این دو گوهر در نزد امام بسیار ارزشمند بود.

و خاطره ای از مقام معظم رهبری
یکی دیگر از فرزندانم را هم مقام معظم رهبری عقد کردند و بعد، چند جمله کوتاه فرمودند که مفادش این است: اگر یک گلدان مصنوعی به خانه ببرید خیلی احتیاج به رسیدگی ندارد اما اگر یک گلدان واقعی یا یک گل طبیعی را به خانه ببرید، باید مرتب به نور و هوا و آب این گلدان رسیدگی کنید. انسانی را هم که شما به خانه می برید یک گل بوته طبیعی و یک گل محمدی است و باید به این گل رسیدگی شود.

یک دعا برای خوانندگان این مصاحبه
ان شاءالله خدای متعال، همه همسران را با هم مأنوس و مألوف کند و بر عشق و محبتشان بیفزاید و این عشق  و محبت را در راه رضا و محبت خود قرار دهد.

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:38 |

مصاحبه با استاد سید علی اکبر حسینی

موضوع مصاحبه: نقش قرآن کریم در زندگی انسان

سید علی اکبر حسینی . اخلاق در خانواده

بعد از ظهر روز جمعه 10 آذر، خدمت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای سید علی اکبر حسینی -که از طریق برنامه «اخلاق در خانواده» و «قرآن و زندگی» چهره شناخته شده ای برای مردم هستند- رسیدیم تا با ایشان مصاحبه ای با موضوع "نقش قرآن کریم در زندگی انسان" ترتیب دهیم.

س- حاج آقا سلام علیکم.
ج- علیکم السلام بر شما جوان رشید قرآنی.

س- از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید متشکریم. پیشاپیش ولادت امام رئوف، حضرت امام رضا(علیه السلام) را خدمت شما تبریک عرض می کنیم. اگر صلاح می دانید سخن را با کلامی از امام هشتم آغاز بفرمایید.
ج- بنده هم ولادت پربرکت حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) را به شما و خوانندگان محترم این مصاحبه تبریک عرض می کنم.
کتابی هست به نام «عیون اخبار الرضا». این کتاب را مرحوم صدوق از سخنان حضرت امام رضا(علیه السلام) فراهم کرده است. در این کتاب آمده که حضرت رضا(علیه السلام) از پدرانشان از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) این حدیث را روایت کرده اند. حدیث، حدیث بسیار پرمعنا، جالب و تکان دهنده ایست و چهار جمله دارد. جمله اول «الدنیا کُلّه جهل اِلّا مواضع العلم». دنیا سراسر نادانی است مگر جائیکه با نور علم روشن شده باشد. یعنی انسان، نادان است. نادان بدنیا می آید. مگر اینکه دلش با نور علم و دانش روشن گردد. بداند کیست؟ آفریدگارش کیست؟ بداند هدف خلقتش چیست؟ وظیفه اش چیست؟ و بداند مقصدش کجاست؟ جمله دوم «والعلم کُلّه حُجّة اِلّا ما عُمِل به». دانستن برای انسان حجتی است و هنگامی این حجت به سود انسان است که به دانایی خویش عمل کند و اگر عمل نکند، حجت بر او سنگین تر و ملامت بر او بیشتر است. جمله سوم «والعمل کُلّه ریاء اِلّا ما کان مُخلَصا». یعنی عمل، تماماً برای خودنمایی انجام می شود مگر آنکه انسان در اخلاصش بکوشد. پس باید دانست و آنگاه دانسته ها را عمل کرد و در اخلاص عمل کوشید. حال اگر دانستیم و عمل کردیم و در اخلاص عمل کوشیدیم، آیا کار تمام است یا نه؟ البته نه! به جمله چهارم توجه کنید: «و الاخلاص علی خطر حتّی ینظر العبد بما یختم له». اخلاص هم بر خطر سقوط است تا اینکه آدمی ببیند پایان کارش چه می شود. آری! هنگامی کار تمام است که وظیفه خویش را بدانیم و عمل کنیم و در اخلاص عمل بکوشیم و از آن تا پایان نگهبانی کنیم. این سخن از زیباترین سخنانی است که در کتاب شریف «عیون اخبار الرضا» آمده است.

س- باید چه کنیم که قلب ما نسبت به قرآن علاقه و اشتیاق پیدا کند؟
ج- سر آغاز هر محبت و اشتیاقی، معرفت و وقوف به پیامد آن عمل است. مثلا وقتی که شما یقین دارید در قله این کوه، چشمه گوارا و باغ مصفّاییست، رنج بالا رفتن را بر خود هموار می سازید و از سختی راه خسته نمی شوید. چون می دانید که پایان راه، زیبایی و صفا و کرامت است. کسی هم که با قرآن آشنا شود و این کلام الهی را با ژرفای جانش بخواند، نهایتاً به زیبایی و صفا و کرامت و نعمت دائم دست می یابد. بنابراین هرچه معرفتمان به پیامهای قرآن بیشتر باشد، علاقمندی و شوقمان به این آیات مُبین بیشتر خواهد شد.

س- تعالیم و معارف قرآن چه تأثیر مستقیم و ملموسی در زندگی روزمرّه ما می تواند داشته باشد؟
ج- قرآن از علم و حکمت بی کران پروردگار متعال سرچشمه گرفته و مقام بسیار بلند و محکمی پیش خدا دارد. هرکس به رهنمودهای قرآن دل بسپرد و آنرا پیشوای خود قرار دهد از هر نظر، زندگی اش توأم با خیر و برکت و آرامش و صفا و زیبایی و کمال خواهد شد.

س- آیا خواندن قرآن به تنهایی و بدون توجه به معنی و مفهوم و مقصود آن، فایده ای دارد؟
ج- الفاظ قرآن، آینه معانی هستند. وقتی که در آینه می نگریم باید چهره معانی را ببینیم. اما اگر به آینه بنگریم و چهره معانی را نبینیم، مثل کسی است که شیشه ای را می نگرد، اما در این شیشه، چهره خویش را نمی بیند. قرآن، خود، ما را به تدبّر در آیاتش فرا می خواند و تدبّر یعنی در پشت پرده لفظ، معنا را دیدن و از معنا رهنمود گرفتن.

س- تأثیر گذار ترین آیه قرآن از نظر شما کدام است؟
ج- همه آیات قرآن کریم تأثیر گذار و دارای مفاهیم عمیقی هستند. اما درک و تشخیص اینکه کدام آیات در بین آنها دارای اثرگذاری بیشتری است، بستگی به خود انسان دارد.

س- در پایان چه سخنی برای جوانان عزیز و قرآندوست دارید؟
ج- به همه جوانان متدیّن و قرآندوست مژده می دهم که با گنجینه عظیم معارف اسلامی ارتباط برقرار کرده اید. قدر این گنجینه را بدانید و هر صبح و شام، گوهری از این گنجینه را بردارید.

س- از اینکه برای پاسخگویی به سوالات ما وقت گذاشتید، بی نهایت متشکریم و برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت داریم. التماس دعا
ج- از شما که این گفتگو را ترتیب دادید سپاسگزاری می کنم و از خداوند متعال، توفیق شما را خواستارم.

مصاحبه از: سید روح الله موسوی

>> این مطلب در خبرگزاری قرآنی ایران . ایکنا

+ نوشته شده توسط مدیر در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 21:21 |

برنامه قرآن و زندگی 13 اسفند 1384 – موضوع : تشکر و سپاسگزاری کردن

مجری: ...با عرض سلام و ادب خدمت شما بینندگان عزیز. با برنامه قرآن و زندگی امروز هم این توفیق را داریم که از سخنان و مطالب ارزشمند و آموزنده معلم قرآن و اخلاق، حضرت حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید علی اکبر حسینی استفاده کنیم.

حاج آقا: [سلام علیکم. ممنون. صبح شما بخیر] بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. بنده هم سلام و احترام و صمیمیت و تبریک خود را –بمناسبت ولادت حضرت امام محمد باقر(ع)- خدمت شما بینندگان گرامی و همه همکاران عزیز این برنامه تقدیم می کنم و موفقیت و خوشبختی و سعادت شما و خانواده محترم شما را از خدای متعال خواستارم. اگر صلاح بدانید سخن را با آیه کریمه ای از قرآن کریم آغاز کنیم که همه قرآن درس زندگی است و آیه آیه اش راز خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت. این آیه کریمه در سوره لقمان است. خدای متعال می فرماید: «و لقد اتینا لقمان الحکمه» ما تمام حکمت را به لقمان آموختیم. حکمت یعنی چه؟ در ادامه این سخن حکمت را معنا می کنیم؛ اما خود خدای متعال در جمله بعدی برای این سخن بیانی آورده است. آن حکمت چیست؟ «ان اشکر لله» که ای انسان! شکرگزار خدای خویش باش. «و من یشکر فإنما یشکر لنفسه» و البته هرکس که شکرگزاری کند، سپاسگزاری کند، به سود خویش سپاسگزاری کرده. «و من کفر فإن الله غنی حمید» و آن کسی که ناسپاسی کند، خدای متعال هم غنی است و هم ستوده؛ به خلقش هیچ نیازی ندارد. «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید» ای همه مردم! شمایید که به خدا نیازمندید. خدا به هیچ بنده ای از بندگانش، به هیچ آفریده ای از آفریدگانش، نیاز ندارد. او غنی و حمید است. هم ثروتمند است و هم ستوده است. اهل بخل و خسّت نیست. مورد حمد و ستایش همه است. بنابراین، خدای متعال در این آیه کریمه قرآن، تمام حکمت زندگی را شکر او معرفی می کند؛ و کسی که به شکر خداوند دست یافته باشد، او به تمام حکمت زندگی دست یافته و این سخن، سخن بسیار والاییست.

این سخن را ضمیمه کنید به این بیان رسول خدا(ص) که فرمودند: لم یشکر الله من لم یشکر الناس. خدا را شکر نگفته آنکسی که مردم را شکر نگوید. اگر این دو تا را به هم بیامیزید، خلاصه معنایش این می شود که تمام حکمت زندگی، شکرگزاری از خدای متعال و شکرگزاری از خلق خداست. یعنی اگر کسی می خواهد نسیم خوشبختی را در این آستانه بهار بسوی خانه اش بیاورد و جانش را به این نسیم بهاری بسپرد، باید زبان به شکر خدا و شکر خلق خدا بگوید. مخصوصا فرزندان، شکر پدر و مادر را بگویند که در همین سوره –در ادامه سخن- خدای متعال می فرماید: «وصّینا الانسان بوالدیه» ما انسان را به پدر و مادرش سفارش اکید کردیم. بعد در پایان می فرماید: «ان  اشکر لی و لوالدیک الی المصیر» ای انسان! شکرگزار من باش و شکرگزار پدر و مادرت؛ و بدان که بازگشت بسوی من است و من هستم که به حساب اعمال تو می رسم. به حساب شکرگزاری و یا -خدای نکرده- ناسپاسی تو خواهم رسید و پاداش و کیفر خواهم داد. بنابراین خوب است که همه ما زبان به شکر پروردگار متعال بگشاییم؛ هرچند که توان ادای شکر او را نداریم. ما غرق نعمتهای او هستیم و امواج لطف و نعمت خدا، مثل امواج دریا مرتبا بسوی ما حرکت می کند و ما را پاکیزه و نورانی و شاداب می گرداند. نمی توانیم شکر این همه امواج را بگوییم. اما یک سخن بسیار زیباییست از امام باقر(علیه السلام) که امام صادق از پدر ارجمندشان نقل می کنند. که امروز، روز میلاد این امام بزرگوار است؛ می فرمایند که : تمام الشکر اعتراف لسان السر خاضعا لله تعالی بالعجز عن بلوغ شکره. خیلی جمله زیباییست. ای کاش همه بینندگان ما، زبان قرآن و زبان عربی را خوب می دانستند که بدون واسطه از معنای این سخن ناب بهره می بردند. می فرمایند: تمام شکر، این است که با زبان سر و درون، با ژرفای درونت اقرار کنی که خدایا نمی توانم!

شکر تو چه سان کنم که شاید از جز تو، سنای تو نیاید 

گر هم نکنم سنا، چه گویم؟ نطقم به چه کار دیگر آید؟

بنابراین عادت کنیم، خودمان را تمرین دهیم به شکر از خلق خدا و هم شکر از خدای متعال. در آغاز سخن، من این حدیث را هم از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل می کنم که در سایه این سخن و در نسیم این سخن، همه خانه ها و خانواده ها، خرّمی و شادابی و نشاط بهاری را دریابند. پیغمبر اکرم می فرمایند: هر کس که این چهار صفت در او باشد، خدای متعال همه بدیهای او را به خوبی تبدیل می کند و هیچ بدی در وجود او نمی ماند. اعضای خانواده ای که این چهار صفت را داشته باشند، همه بدیها از این خانواده، رُفته می شود، روبیده می شود و بیرون ریخته می شود. خانه پاکیزه، دلها شاداب و خرم و پرنشاط. یکی حیا مندی(= شرمندگی برخاسته از عقل و فضیلت) ، دومی صدق و راستگویی ، سومی حُسن خُلق(= گشاده رویی، خوش برخوردی) ، و چهارم که مورد بحث ماست، شکر و سپاسگزاری. ان شاءالله این چهار صفت، هم در خانه ما نسیمش بوزد و هم در خانه شما؛ و خانه تان را با این نسیم بهاری، خرم و شاداب و خوشبخت و سعادتمند کنید و عطر زیبای بهاری را با مشام جانتان ببویید و زندگی را دوباره با شکوفایی آغاز کنید.

مجری: حاج آقا ممنونم از این مقدمه بسیار زیبا، جامع و کاملی که عنایت فرمودید. اگر اجازه بفرمایید گزارش خانواده خوشبخت آماده پخش است، با هم ببینیم. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیر در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 و ساعت 19:30 |

برنامه قرآن و زندگی ۶ اسفند ۸۴ - موضوع برنامه: امر به معروف و نهی از منکر

مجری(آقای قوامی): طبق روال روزهای شنبه شبکه قرآن در خدمت معلم اخلاق، روحانی با فضیلت، سید بزرگوار، حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای حسینی هستیم. حاج آقا سلام عرض می کنم، خوش آمدید.

حاج آقا : سلام علیکم، صبح شما بخیر، موفق باشید، ممنون. بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. خدمت شما و همه دوستان این برنامه و همه بینندگان عزیز و گرامی سلام و احترام و صمیمیت خود را تقدیم می کنم و موفقیت و خوشبختی شما را از خدای متعال خواستارم. اجاز ه بفرمایید ابتدا حدیثی از پیغمبر اکرم روایت کنم و پیرامون این حدیث توضیح کوتاهی تقدیم کنم. این حدیث بوسیله رباط شیعه و سنی روایت شده هم در کتب اهل سنت هست و هم در کتب شیعه. آن هم در متواتر. پیغمبر اکرم مکرر می فرمودند : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا. من دو چیز گرانبها، دو چیز گرانقدر رو در میان شما باقی می گذارم. یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیتم که این دو از هم جدا نمی شوند و تا اون هنگامیکه به این هر دو متسمک هستید هرگز گمراه نمی شوید. اهل بیت پیغمیر اکرم بوسیله پیغمبر معرفی شدند و در برخی از احادیث از اولین تا آخرین آنها به نام و نام پدر نام برده شدند. در حدیثی پیغمبر اکرم درباره جانشینان خویش، خلفای بعد از خود، ائمه مسلمین می فرمایند: اولهم علی بن ابی طالب و بعد تک تک ائمه دوازده گانه را بر می شمرند تا حضرت حجت بن الحسن(ارواحنا فداه) و درباره غیبت ایشان هم توضیحی مرحمت می کنند. سخن این است که این بزرگواران کسانی هستند که مورد سفارش پیغمبر اکرم قرار گرفته اند و پیغمبر اکرم، نیکی و صداقت و صفا و پاکی و دانش الهی آنها را تایید کردند. امام هادی در نظر شیعه و اهل سنت بزرگوارند. هم ما به اهل بیت رسول خدا احترام می گذاریم و هم اهل سنت. همه مسلمانها نسبت به اهل بیت رسول خدا یک نوع محبت و شیفتگی خاصی دارند. اهانت به حرم مطهر حضرت هادی و حضرت امام حسن عسکری، اهانت به رسول خداست. اهانت به رسول خدا، اهانت به رسول خدا اهانت به پروردگار متعال است، اهانت به جهان هستی است، اهانت به بشریت طالب صداقت و عدالت است. این کار، بسیار کار عظیم و کار بسیار زشت و ننگینی بوده، قلب همه مسلمانها را جریحه دار کرده. بلکه هر انسانی که از دل خویش روزنه ای به آسمان داشته، سوخته. زشتی این کار رو درک کرده  داغدار شده و هر چشمی که رحمتی در سینه داشته این چشم در این مصیبت گریسته. افسوس می خوریم که دستهای نابکار اینگونه زشت و پلیدند که به مقدس ترین مقدسات انسانها، مقدسات مسلمانها، مقدسات شیعیان جهان اینگونه تجاوز و جسارت می کنند. ننگ و نفرین بر اینان باد! و دستشان پر از آتش جهنم و رویشان سیاه باد. هم در مقابل خلق خدا شرمنده هستند و هم در مقابل خدای متعال سرافکنده. ابراز تاسف و دلسوزی خود را اعلام می کنیم و با همه مسلمانها همدردی می کنیم و این حادثه را حادثه بسیار عظیمی می شمریم و امید است اینگونه حوادث موجب بیداری و هوشیاری همه مسلمانها در سراسر جهان شود. دست دشمن تفرقه انگیز را ببینند و نیت شوم او را بشناسند و بر اتحاد و بیداری و هوشیاری خود بیفزایند و پرچم لااله الا الله را بر فراز دستهای شجاعشان بیشتر و برتر به اهتزاز در بیاورند. ان شاءالله.

مجری : ... اگر حاج آقا اجازه بفرمایید وارد موضوع برنامه امروز بشویم. اگر همراهان روزهای شنبه برنامه قرآن و زندگی خاطر شریفشان باشد ما در روزهای شنبه دو هفته ای هست که پیرامون امر به معروف و نهی از منکر در ادامه سلسله مباحث راز خوشبختی صحبت می کنیم و امروز هم با حضور ارزشمند حاج آقای حسینی می خواهیم درباره تفاوت امر به معروف و نهی از منکر با دخالت در کار دیگران صحبت کنیم. آیه ای نورانی از قرآن کریم در ارتباط با موضوع برنامه آماده پخش است. فضای برنامه قرآن و زندگی را به آیه ای از قرآن کریم متبرک می کنیم. سپس با ادامه بحث در خدمت شما عزیزان خواهیم بود. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیر در شنبه سیزدهم اسفند 1384 و ساعت 14:9 |